از دلتنگیِ شبآويز
شعر از: پونه
آواز: عبدالحسين مختاباد
به باران بگو بخواندم ...
بگو گمانِ همين پنجرهی شکسته را
به سينهريزِ پرزرقِ ماه،
تاخت نخواهم زد
بگو سياهی هزار شبِ ترديد،
به گرگ و ميش اشارتی،
قضا خواهد بود
بگو صورت صبح وُ لطفِ سايهها
به لبخند او فقط آبیست ...
آه ای شبِ فقير،
شبِ بیستاره ...