خوش بحالت
شعر از: پونه
اجرای ترانه: حبيب
خوش بحالت، دختر خندههای بیسرانجام
لااقل در خواب،
صورتت عکس بال فرشتههاست ...
خوش بحالت جنوبِ آفتابیِ آسمان
لااقل روی دستان لالايیات،
نفسهای ابری نشسته است ...
خوش بحالت کوچههای خلوتِ از رنگ
لااقل در غروبِ شکيبايی،
آشيانهها به شاخهات ماندهاند ...
خوش بحالت کفشدوزکِ سرمازدهی کور
لااقل روز چراغانی،
به حجلهی بیعکس، مصلوبت نمیکنند ...
خوش بحالت پرندهی تالابیِ غريق
لااقل زخم وُ مرهمت
آفتابِ جزيرههاست
شکار وُ شکارچی بیسوی پردهاند
و سوی ديگرش،
فقط بوی الرحمان وُ صدای قيچی متقال میآيد ...