|
مثل شبی دراز
شعر از: منوچهر آتشی آواز: همايون شجريان عکاس: پونه عکسها: تکيه معاونالملک (کرمانشاه)
با هرچه روزگار بمن داد با هرچه روزگار گرفت از من مثل شبی دراز در شط پاک زمزمهی خويش میروم
با من ستارهها نجواگرانِ زمزمهای عاشقانهاند و مثل ماهيانِ طلايی، شهابها در برکههای ساکتِ چشمم سرگرم پرفشانی تا هر کرانهاند.
همراه با تپيدن قلبم، پرندهها از بوتههای شبزده، پرواز میکنند "گلاسب"های وحشیِ گندمزار از مرگ عارفانهی يک هدهد غريب با آه دردناکی لب باز میکنند
با هرچه روزگار بمن داد - هيچ و هيچ! با هرچه روزگار گرفت از من با کولبارِ يک شبِ بیياد و خاطره با کولبار يک شبِ پر سنگِ اختران تنها، ميان جادهی نمناک میروم
مثل شبی دراز مثل شبی که گم شده در او چراغِ صبح تا ساحلِ اذان خروسان تا بوی ميشها تا سنگلاخِ مشرق، بیباک میروم
مثل شبی دراز ...
|
||