|
شعر خيس
شعر از: گراناز موسوی آواز: عليرضا قربانی عکاس: پونه عکسها: شيراز (نارنجستان قوام)
از آسمان صدای سکتهی ابرها میآيد جادهای که مدام میرود تو را هميشه گم میکند سر پيچ و آينه تنها کسی است که مانده تا هر صبح دستی به موهای خستهات بکشد
هنوز فکر میکنم روزی کسی از پلهها میآيد تا در را بر پاشنهی فردا بچرخاند مشتی آسمان پشتِ پرده بگذارد و ديگر فرقی نخواهد کرد تلفن زنگ بزند يا نه
از آسمان صدای خوابِ گنجشکان و از دستهای بیچتر صدای دريا میآيد
|
||