|
آتش عشق
شعر از: حميد مصدق اجرای ترانه: فرشاد جمالی عکاس: پونه عکسها: حافظيه، شيراز
مرا با سوز جان بگذار و بگذر اسير و ناتوان بگذار و بگذر
چو شمعی سوختم از آتش عشق مرا آتش به جان بگذار و بگذر
دلی چون لاله بی داغ غمت نيست بر اين دل هم نشان بگذار و بگذر
مرا با يک جهان اندوه بسيار تو ای نامهربان بگذار و بگذر
دو چشمی را که مفتون رُخت بود کنون گوهرفشان بگذار و بگذر
درافتادم به گرداب غم عشق مرا در اين ميان بگذار و بگذر
به او گفتم: حميد از هجر فرسود! به من گفتا: جهان بگذار و بگذر!
|
||