|
آهوی دستهايت
شعر از: سيمين بهبهانی
ای آبی دو چشمت، هفت آسمان ديگر خنديده در نگاهت، رنگينکمان ديگر
ای در تن تو جاری، سيماب کهکشانها تا با توام چه خواهم، از کهکشان ديگر
پرواز بوسهات را، گاه فرود و راحت جز سينهی کريمم، کو آشيان ديگر
چون ساقهی بهاری، از جوش عشق رويد پيوسته از وجودم، برگ جوان ديگر
ايثار و مردمی را، تنديس اگر بسازم غير از تو کی پسندم، در او نشان ديگر؟
ديوار اگر شکستم، جز بر تو، دل نبستم نامهربان نشستم، با مهربان ديگر
آهوی دستهايت، در سبزهزار زلفم هرگز نشان نبيند، از آهوان ديگر
در باورم نيايد، دور از تو زندگانی در پيکرم نگنجد، غير از تو جان ديگر
|
||