در حياط
شعر از: عزيز ترسه
اجرای ترانه: فرهاد
در حياط خانهای کوچک
ايستادم سالها و سالها
در روزهای تابستان
سايهام پناه کودکان بود
در شبهای خاموش
برگهايم با ستارگان در نجوا
بادهای سرد که وزيدند
کسی از پشت پنجرهها نگاهم کرد
و صبح وقتی خورشيد برآمد
عريان بودم با شاخههای پُربار
در حياط خانهای کوچک.