بهار
شعر از: محمدعلی بهمنی
صدا: محمدعلی بهمنی
امسال نيز يکسره سهم شما بهار
ما را در اين زمانه چه کاريست با بهار
از پشت شيشههای کدر مات ماندهام
کاين باغ رنگ، کار خزان است يا بهار
حتی تو را ز حافظهی گل گرفتهاند
ای مثل من غريب در اين روزها، بهار
ديشب هوايی تو شدم باز، اين غزل
صادقترين گواه دل تنگ ما بهار
گلهای بیشميم به وجدم نمیکشند
رقصی در اين ميانه بماناد، تا بهار