شعر از: دکتر اسماعيل خويی
اجرای ترانه: مرضيه
عکاس: پونه
عکسها: آلمان (جنگلهای سياه)
هميشه لکی سرخ
سبزای پشت پنجرهام را میآرايد:
يک گل:
يادآور صفای تو
در بامداد
هر بامداد،
وقتی
هنوز
از خانهام
گامی دو بيرون ننهاده،
برمیگشتی،
دهان به شيشهی شبنمنشانِ پنجره میچسباندی
و غنچه میکردی لبهای خويش را
به بوسهی بدرود.